|
همیشه خوشکل ====================================== به کجا می روی ؟! صبـــر کن ... صبــر کن عشق زمین گیر شود ، بعد بـــرو یــا دل از دیــدن تو سیــــر شود ، بعد بـــرو ای کبــوتر به کجـــا ؟! قــدر دگر صبـــر بکن ... آســمان پـای پــــرت پیــر شـود ، بعد بــــرو تو اگـــر گریه کنــی بغض منم مــی شکنــد خنـــده کن عشـــق نـمک گیـــــر شـــــود ، بعد بــــــرو خنــــده کن گـــــریه بــه زنجیـــــر شــــود ، بعـــد بــــرو خواب دیــدی شبی از راه ، ســـوارت آمد ! باش ... باش ، ای نازنیـــن ... خواب تو تعبیــــر شـــود ، بعد بـــرو ... ====================================== چرا با من فقط با من نمیشه چل چراغ چشم تو روشن چرا با تو فقط با تو نگاه من نمیشه لایق خواستن نگاه کن من چه بی اندازه از عشق تو پر هستم چگونه در سیاهی دو چشمای تو گم هستم چگونه میرسم با تو به دنیای شکوفایی چگونه میشکنم بی تو در اندوه شکیبایی چگونه میکشم با تو به دوشم بار تنهایی چگونه میبرم بی تو امروز رو به فردایی نذار تا این همه خواستن سبب ساز جدایی شه دلیل مرگ یک عشقه هنوز با تو خدایی شه ====================================== با کوچه آواز رفتن نیست فانوس رفاقت روشن نیست نترس از هجوم حضورم جیزی جز تنهایی با من نیست وقتی تو نباشی من به من مشکوکم به هر گل به هر سایه روشن مشکوکم مشکوکم به اشک کبوتر مشکوکم مشکوکم به خواب خاکستر مشکوکم به شعله،به پروانه حتی مشکوکم باز امشب فانوسی روشن نیست با سوگ این شب یک شیون نیست از کوکب تا کوکب خاموشی شب هست و شوق شب کشتن نیست ترسم نسیت از دیوار از بن بست از سایه تاریک تاریکم من از من می ترسم من از سایه های شب بی رفیقی من از نارفیقان بودن می ترسم اونو يک عمره تو خوابم مي بينم خودشه.......
تعبير اين خواب بلند بايد از ترانه اي تازه بياد تا نگاهش تو نگاهم بمونه مي خواد از حرفي که يک رازه بياد بايد از حرفي که يک خوابه بياد اونو يک عمره تو خوابم مي بينم تو نگاهش خودمو ياد مي گيرم ياد اون قصه ميفتم که نگفت ياد اين لحظه که دارم مي ميرم ======================================
باز پائیز است ...
======================================
کاش می شد لحظه ها را تازه کرد قلـب را از عشقــها دیــوانـه کــرد کاش می شد دست در دستان هم درد و غم را خارج از این خانه کـرد کاش می شد عشق را معنا کنیم بـعـد، آن را، هــر زمـان نجــوا کنیـم کاش می شد در حیاط خانۀ ما بــــاغ را پــر از گــل مینــا کنیــــم
======================================
و من اکنون گم شده ام در حیاط خانه کوچک تنهایی خویش خانه ای که پنجره هایش به اندازه دیدن توست و پله هایش موزون وبا ظرافت قدم هایت و در آن موسیق ای هست که نا خوداگاه همراه آن می گویی تنها گل های زرد است در این باغچه که می رویند و درختانی که از دیوار بالا آمده اند و تو را در میان کوچه های خیس می جویند ======================================
شب کر هجوم حادثه لبریز می شوم با ناخدای درد گلاویز می شوم پیش دلم خزان زدگی ها چه مسخره است وقتی رفیق و همره پاییز می شوم وقتی که قلب غالب بر دیده می شود چون شیشه زمین زده ناچیز می شوم آخر چرا میان خلایق همیشه من قربانی قساوت چنگیز می شوم؟ شبها که یاد تو به دلم چنگ می زند در دل ز شور عشق غم انگیز می شوم از بس جفا و جور جدایی کشیده ام همچون بلور زیر لگد ریز می شوم تا مرغ عشق در غم پرواز می پرد چون رود و رودخانه و کاریز می شوم
======================================
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دل آهن ربا داری
======================================
*** شعر قاصدک رو به اصرار یکی از دوستان عزیز بر نداشتم
قاصدک
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ،اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه تلخ با دلم می گوید که دروغی تو ، دروغ که فریبی تو. ، فریب قاصدک 1 هان ، ولی ... آخر ... ای وای راستی ایا رفتی با باد ؟ با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟ مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند ======================================
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
About![]()
Home
|